1 . نان آور
[اسم]

breadwinner

/ˈbredwɪnər/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 نان آور

معادل ها در دیکشنری فارسی: نان‌آور
informal
  • 1.When the baby was born, I became the sole breadwinner.
    1. وقتی بچه به دنیا آمد، من تنها نان آور خانه شدم.
توضیحاتی در رابطه با breadwinner
breadwinner یا نان‌آور، به کسی گفته می‌شود که حمایت مالی خانواده بر عهده اوست.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان