1 . کوکائین
[اسم]

cocaine

/koʊˈkeɪn/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 کوکائین

معادل ها در دیکشنری فارسی: کوکایین
مترادف و متضاد coke
  • 1.Doctors sometimes use cocaine as an anaesthetic.
    1. دکترها گاهی اوقات از کوکائین به عنوان داروی بیهوشی استفاده می کنند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان