1 . فعلاً
[قید]

for the time being

/fɔr ðə taɪm ˈbiɪŋ/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 فعلاً در حال حاضر

معادل ها در دیکشنری فارسی: عجالتا فعلا
  • 1.I can't see you for the time being.
    1. فعلا نمی‌توانم شما را ببینم.
  • 2.You can leave your suitcase here for the time being.
    2. فعلاً می‌توانید چمدانتان را اینجا بگذارید.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان