[اسم]

forbearance

/fɔrˈbɛrəns/
غیرقابل شمارش

1 شکیبایی بردباری، صبر

معادل ها در دیکشنری فارسی: بردباری تحمل شکیبایی صبر
مترادف و متضاد patience
  • 1.to test someone's forebearance
    1. شکیبایی کسی را امتحان کردن
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان