[اسم]

gulf

/gʌlf/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 خلیج

معادل ها در دیکشنری فارسی: خلیج
  • 1.We traveled west along the gulf.
    1. ما در امتداد خلیج به غرب سفر کردیم.
the Gulf of Mexico
خلیج مکزیک

2 خلیج فارس (Gulf)

3 فاصله تفاوت

معادل ها در دیکشنری فارسی: ورطه
  • 1.The gulf between rich and poor is enormous.
    1. فاصله بین ثروتمند و فقیر بسیار زیاد است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان