1 . سکسکه 2 . سکسکه کردن
[اسم]

hiccup

/ˈhɪk.ʌp/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 سکسکه

معادل ها در دیکشنری فارسی: سکسکه
  • 1.I've got the hiccups.
    1. سکسکه گرفتم.
[فعل]

to hiccup

/ˈhɪk.ʌp/
فعل ناگذر
[گذشته: hiccuped] [گذشته: hiccuped] [گذشته کامل: hiccuped]

2 سکسکه کردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: سکسکه کردن
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان