1 . اصلاح‌ناپذیر
[صفت]

incorrigible

/ɪnˈkɑrəʤəbəl/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 اصلاح‌ناپذیر درست‌نشدنی، غیر قابل اصلاح

مترادف و متضاد inveterate irreformable
  • 1.You can buy Grandma nicotine gum all you want, but I think that after sixty-five years of smoking she’s incorrigible.
    1. هر چقدر بخواهی می توانی برای مادر بزرگ آدامس نیکوتین دار بخری، اما به نظرم پس از شصت و پنج سال سیگار کشیدن او اصلاح ناپذیر است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان