1 . وظیفه‌نشناس
[صفت]

irresponsible

/ˌɪr.ɪˈspɑn.sə.bəl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more irresponsible] [حالت عالی: most irresponsible]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 وظیفه‌نشناس غیرمسئولانه، سهل‌انگار

معادل ها در دیکشنری فارسی: بی‌قید ولنگار لاابالی
مترادف و متضاد responsible
  • 1.irresponsible behavior
    1. رفتار غیرمسئولانه
  • 2.Leaving the door unlocked was irresponsible!
    2. قفل نکردن در، سهل‌انگاری بود!
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان