1 . هیچ ایده‌ای نداشتن
[عبارت]

not have the faintest idea

/nɑt hæv ðə ˈfeɪntəst aɪˈdiə/

1 هیچ ایده‌ای نداشتن اصلا ندانستن

informal
  • 1.He didn’t have the faintest idea how the others would react.
    1. او اصلا نمی‌دانست بقیه چطور واکنش نشان خواهند داد.
  • 2.I didn't have the faintest idea what you meant.
    2. اصلا ایده‌ای ندارم که منظورت چیست.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان