1 . هوشمندانه 2 . نافذ 3 . رسا (صدا) 4 . تند (بو)
[صفت]

penetrating

/ˈpenətreɪtɪŋ/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more penetrating] [حالت عالی: most penetrating]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 هوشمندانه زیرکانه

a penetrating comment/criticism/question
نظر/انتقاد/پرسش هوشمندانه

2 نافذ گیرا

penetrating blue eyes
چشمان آبی نافذ
a penetrating gaze/look/stare
نگاه نافذ

3 رسا (صدا) بلند

مترادف و متضاد piercing
  • 1.Her voice was shrill and penetrating.
    1. صدای او گوشخراش و بلند بود.

4 تند (بو)

a penetrating smell
یک بوی تند [زننده]
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان