1 . ذره
[اسم]

speck

/spek/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 ذره نقطه، خال

  • 1.specks of dust
    1. ذرات گرد و خاک
  • 2.The ship was now just a speck in the distance.
    2. کشتی دیگر تبدیل به یک نقطه در دوردست شده بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان