1 . سعی کردن
[فعل]

to strive

/straɪv/
فعل ناگذر
[گذشته: strove] [گذشته: strove] [گذشته کامل: striven]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 سعی کردن کوشش کردن، تلاش کردن

مترادف و متضاد try
  • 1.We must strive to narrow the gap between rich and poor.
    1. ما باید سعی کنیم تا فاصله ی بین ثروتمند و فقیر را کم کنیم.
  • 2.We strive to ensure that all children are treated equally.
    2. ما کوشش می کنیم تا با همه ی کودکان یکسان برخورد شود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان