1 . به‌طرف بالا 2 . رو به بالا
[قید]

upward

/ˈʌpwərd/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 به‌طرف بالا

معادل ها در دیکشنری فارسی: بالا سربالا سربالا
مترادف و متضاد downwards
  • 1.We climbed upward, toward the top of the mountain.
    1. ما به‌طرف بالا، به‌سمت قله کوه صعود کردیم.
[صفت]

upward

/ˈʌpwərd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more upward] [حالت عالی: most upward]

2 رو به بالا صعودی، بالارونده

معادل ها در دیکشنری فارسی: سربالا صعودی
an upward glance
نگاهی رو به بالا
an upward movement in property prices
حرکتی صعودی در قیمت املاک
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان