1 . غرور
[اسم]

vanity

/ˈvænəti/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 غرور تکبر، خودشیفتگی

معادل ها در دیکشنری فارسی: تکبر باد دماغ نخوت غرور فیس
مترادف و متضاد conceit narcissism
  • 1.He wants the job purely for reasons of vanity and ambition.
    1. او آن شغل را تنها به خاطر غرور و بلندپروازی خود می‌خواهد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان