1 . راهرو 2 . لاین (دو و میدانی، شنا و ...) 3 . باند 4 . آب‌گذر (جغرافیا)
[اسم]

le couloir

/kulwaʀ/
قابل شمارش مذکر
[جمع: couloirs]

1 راهرو

  • 1.Je vous attends dans le couloir principal.
    1. در راهرو اصلی منتظرتان هستم.
au bout/au fond du couloir
ابتدا/انتهای یک راهرو
  • Le bureau du directeur est au fond du couloir.
    دفتر مدیر انتهای راهرو است.
le couloir de la mort
بند اعدامی‌ها
des bruits de couloir
شایعات
le couloir d'une avion/d'un bus...
راهروی یک هواپیما/یک اتوبوس...

2 لاین (دو و میدانی، شنا و ...)

  • 1.Chaque athlète doit courir dans son couloir.
    1. هر ورزشکاری باید در لاین خودش بدود.
  • 2.Les couloirs ne sont utilisés que dans le double.
    2. تنها در تنیس چهارنفره از لاین استفاده می‌شود.

3 باند مسیر

Couloir aérien
باند هوایی
Couloir d'autobus
مسیر اتوبوس

4 آب‌گذر (جغرافیا) مجرا

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان