1 . مکانیکی 2 . ساز و کار
[صفت]

mécanique

/mekanik/
قابل مقایسه
[حالت مونث: mécanique] [جمع مونث: mécaniques] [جمع مذکر: mécaniques]

1 مکانیکی ماشینی

  • 1.C'est le premier ordinateur mécanique.
    1. این اولین کامپیوتر مکانیکی است.
  • 2.C'est une porte mécanique.
    2. این یک درب مکانیکی است.
[اسم]

la mécanique

/mekanik/
قابل شمارش مونث

2 ساز و کار مکانیزم

  • 1.Les montres ont une mécanique compliquée.
    1. ساعت‌ها ساز و کاری پیچیده دارند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان