Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
keyboard
×
ء
ة
أ
إ
1 . نامیدن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[فعل]
سَمَّى
فعل گذرا
1
نامیدن
1.يَحْتَفِلُ النَّاسُ فِي الهُنْدُورَاس بِهَذَا اليَومِ سَنَوِيّاً وَ يُسَمُّونَهُ "مِهْرَجَان".
مردم در هندوراس سالانه این روز را جشن میگیرند و آن را "جشنواره" مینامند.
2.يُسَمِّي النَّاسُ هَذِهِ الظَّاهِرَةَ الطَّبِيعِيَّةَ "مَطَرَ السَّمَكِ".
مردم این پدیده طبیعی را "باران ماهی" مینامند.
کلمات نزدیک
حير
تعرف
تساقط
بعد
بسط
سنوي
لاحظ
محيط أطلسي
نزول
حميم
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان