arbeiten


/ˈarbaitn/

فعل
1
arbeiten [فعل]
1
کار کردن

گذشته: arbeitete   گذشته کامل: gearbeitet   فعل کمکی: haben
مترادف:   ackern funktionieren gehen
متضاد:   erholen faulenzen
  • او به عنوان معلم کار می‌کند.
  • او با شرکت ایکس-مدیا کار می‌کند.
  • او خیلی با دقت کار می‌کند.
  • روی یک رمان کار کردن
  • او امروز تا ساعت 16 کار می‌کند.
  • با دستان کار کردن
  • روی راه‌حل یک موضوع کار کردن

فعل
2
sich arbeiten [فعل ناگذر]
2
پیش رفتن کردن

گذشته: arbeitete   گذشته کامل: gearbeitet   فعل کمکی: haben
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان