[فعل]

mögen

/ˈmøːɡən/
فعل وجهی فعل گذرا
[گذشته: mochte] [گذشته: mochte] [گذشته کامل: gemocht] [فعل کمکی: haben ]

1 دوست داشتن

مترادف و متضاد angetan sein gefallen sich begeistern übrighaben
  • 1. Blumen mag ich sehr.
    1 . من گل‌ها را خیلی دوست دارم.
  • 2. Ich mag keinen Reis.
    2 . من برنج دوست ندارم.
  • 3. Magst du Kaffee oder Tee?
    3 . قهوه دوست داری یا چای؟
کاربرد فعل mögen به معنای دوست داشتن
- به چیزی علاقه یا رغبت داشتن
"sie mag Rinderbraten" (او گوشت کباب‌شده دوست دارد.)
- به کسی دلبستگی یا علاقه داشتن
".Niemand hat ihn gemocht" (هیچ‌کس دوستش نداشت.)

2 خواستن

مترادف و متضاد haben wollen sich wünschen streben wollen
  • 1. Ich mag heute nicht fernsehen.
    1 . من نمی‌خواهم امروز تلویزیون نگاه کنم.
  • 2. Ich möchte gern Herrn Schmidt sprechen.
    2 . من می‌خواهم با آقای "اشمیت" صحبت کنم.
کاربرد فعل mögen به معنای خواستن
- استفاده از حالت التزامی نوع دوم (Konjunktiv II) در معنای مضارع اخباری
".Ich möchte [gern] kommen" (من هم می‌خواهم بیایم.)
- خواستار چیزی بودن
"ich mag nicht nach Hause" (من نمی‌خواهم به خانه بروم.)

3 امکان داشتن ممکن بودن، توانستن

مترادف و متضاد können möglich sein
  • 1. Es mochten dreißig Leute sein.
    1 . امکان دارد که سی نفر باشند.
  • 2. Was mag das bedeuten?
    2 . این می‌تواند چه معنی‌ای داشته باشد؟
کاربرد فعل mögen به معنای امکان داشتن
- برای بیان حدس، احتمال یا امکان اتفاق‌افتادن
"„Kommt sie?“ – „[Das] mag sein“ " (آیا می‌آید؟ - ممکن است.)
- توانست یا از عهده کاری برآمدن [از این کاربرد در برخی مناطق استفاده می‌شود]
".es mochte nichts helfen" (این نمی‌تواند کمک کند.)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان