machen


/ˈmaxən/

فعل
1
machen [فعل]
1
ساختن درست کردن، آماده کردن

گذشته: machte   گذشته کامل: gemacht   فعل کمکی: haben
  • کمد را سفارش دادم تا بسازند. [کمد را دادم ساختند.]

فعل
2
machen [فعل گذرا]
2
انجام دادن (کاری) کردن

گذشته: machte   گذشته کامل: gemacht   فعل کمکی: haben
  • mach deine Hausaufgaben !
    تکالیفت را انجام بده!

فعل
3
machen [فعل گذرا]
3
کردن

گذشته: machte   گذشته کامل: gemacht   فعل کمکی: haben
  • Mach dir bitte keine Sorgen.
    خودت را نگران نکن. [نگران نباش]

فعل
4
machen [فعل گذرا]
4
دادن بخشیدن، رساندن

گذشته: machte   گذشته کامل: gemacht   فعل کمکی: haben
  • تو من را می‌ترسانی
  • این (به تو) اشتها می‌دهد
  • غذای شور آدم را تشنه می‌کند.

فعل
5
machen [فعل گذرا]
5
شدن (نتیجه جمع) قیمت داشتن

گذشته: machte   گذشته کامل: gemacht   فعل کمکی: haben
  • 1. Das macht 12 euros .
    1. این می شود 12 یورو.
  • 2. با هم می شود 20 یورو.

فعل
6
sich machen [فعل ناگذر]
6
به نظر آمدن به نظر رسیدن

گذشته: machte   گذشته کامل: gemacht   فعل کمکی: haben

فعل
7
machen [فعل بازتابی]
7
ادرار کردن

گذشته: machte   گذشته کامل: gemacht   فعل کمکی: haben
Informal
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان