[فعل]

sein

/zaɪ̯n/
فعل بی قاعده فعل ناگذر
[گذشته: war] [گذشته: war] [گذشته کامل: gewesen] [فعل کمکی: sein ]

1 بودن هستن، قرار داشتن

مترادف و متضاد befinden gehören liegen stehen
jemand/etwas ist etwas (Nom)
کسی/چیزی، چیزی بودن
  • 1. Das sind meine Kollegen.
    1. این‌ها همکاران من هستند.
  • 2. Ich bin Mechaniker.
    2. من مکانیک هستم.
jemand/etwas ist + Adj
کسی/چیزی حالتی بودن
  • 1. Das Essen ist gut.
    1. این غذا خوب است.
  • 2. Das Kind ist sehr begabt.
    2. این بچه خیلی بااستعداد است.
  • 3. Ich bin müde.
    3. من خسته هستم.
jemand/etwas ist irgendwo
کسی/چیزی جایی بودن
  • 1. Das Geld ist auf der Bank.
    1. پول در بانک است.
  • 2. Herr Müller ist in seinem Zimmer.
    2. آقای "مولر" در اتاقش است.
  • 3. Wir waren in der Stadt, in Berlin
    3. ما در شهر بودیم، در برلین.
etwas ist irgendwann
چیزی زمانی بودن
  • 1. Der Termin beim Zahnarzt ist übermorgen.
    1. وقت دندان‌پزشک پس‌فردا است.
  • 2. Heute ist Montag.
    2. امروز دوشنبه است.
توضیحاتی در رابطه با فعل sein
به مثال‌های زیر برای کاربردهای مختلف این فعل دقت کنید که اغلب معنای فعل "بودن" در زبان فارسی را دارند:
- ارتباط دادن یک ویژگی یا موقعیت به فاعل جمله. مثال:
".Das Essen ist gut" (غذا خوب است.)
- قرار داشتن چیزی یا کسی در یک موقعیت مکانی.
"?Weißt du, wo meine Brille ist" (تو می‌دانی عینک من کجاست؟)
- مشخص کردن ملیت یک شی یا فرد.
".Diese Tomaten sind aus Holland" (این گوجه‌ها هلندی هستند.)
- مشخص کردن مالکیت چیزی.
".Ich weiß nicht, von wem dieser Brief ist" (من نمی‌دانم این نامه از طرف چه کسی است.)
- نظر موافق یا مخالف نسبت به امری داشتن.
".Sie ist gegen Atomkraftwerke" (او مخالف نیروگاه‌های هسته‌ای است.)

2 وجود داشتن زنده بودن

مترادف و متضاد bestehen existieren
  • 1. Alles, was war, ist und noch sein wird.
    1 . هر چیزی که وجود داشته است، وجود دارد و وجود خواهد داشت.
  • 2. Wenn ich nicht mehr bin, erbst du das Haus.
    2 . وقتی که من دیگر زنده نباشم، تو آن خانه را به ارث می‌بری.

3 [فعل کمکی]

  • 1. Die Preise sind gestiegen.
    1 . قیمت‌ها افزایش یافته‌اند.
  • 2. Die Tür ist verschlossen.
    2 . در قفل شده‌است.
  • 3. Ich bin vor zwei stunden gegangen.
    3 . من دو ساعت پیش رفتم.
توضیحاتی درباره sein در حالت کمکی
از sein به‌عنوان فعل کمکی برای ساخت حالت "Perfekt" (حال کامل) و "Plusquamperfekt" (گذشته کامل) بسیاری از افعال ناگذر و افعالی که به حرکتی در جهت مشخص اشاره دارند، استفاده می‌شود.
".Als er die Katze fangen wollte, war sie schon über den Zaun" (قبل از آنکه او بخواهد گربه را بگیرد، او آنطرف حصار بود.)
همچنین برای ساخت حالت مجهولی که به یک موقعیت یا حالت مشخص اشاره می‌کند از این فعل استفاده می‌کنیم :
".Der neue Präsident ist gewählt" (رئیس‌جهور جدید انتخاب شده‌است.)
باید توجه داشت که برای ساخت فعل مجهولی که به یک فرآیند یا جریان اشاره می‌کند باید از فعل werden به‌عنوان فعل کمکی استفاده کرد:
".Heute wird der neue Präsident gewählt" (امروز رئیس‌جمهور جدید انتخاب می‌شود.)

4 باید

  • 1. Die Fenster sind alle fünf Jahre zu streichen.
    1 . پنجره باید هر پنج سال رنگ بشود.
  • 2. Die Rechnung ist innerhalb von 10 Tagen zu bezahlen.
    2 . صورت‌حساب باید طی مدت 10 روز پرداخت بشود.
توضیحاتی در رابطه با این فعل
ترکیب "etwas sein+zu" دارای معنی کاملا متفاوتی از این فعل است که با توجه به محتوای جمله باید به آن پی برد.
باید توجه داشت که در هنگامی که بین طرفین گفتگو، یک مکالمه رسمی در جریان است از این عبارت استفاده می‌شود و از استفاده از "müssen" در مکالمه‌های دوستانه بسیار رایج‌تر است.
[صفت]

sein

/zaɪ̯n/
غیرقابل مقایسه

5 [صفت ملکی سوم شخص مفرد مذکر یا خنثی]

  • 1. Ich mochte nicht seinen Vorschlag.
    1 . من پیشنهاد او را دوست ندارم. [نمی‌پسندم.]
  • 2. Sein Vater ist mein bester Freund.
    2 . پدر او بهترین دوست من است.
توضیحاتی در رابطه با sein در حالت صفت ملکی
این صفات قبل از اسم قرار می‌گیرند و مالکیت آن را نشان می‌دهند. باید توجه داشت که برای هر جایگاه از اسم باید از صفت ملکی مناسب آن جایگاه استفاده بشود. برای مثال اگر اسمی در جایگاه Nominativ باشد باید از صفت ملکی در این حالت استفاده شود.
[ضمیر]

sein

/zaɪ̯n/

6 [ضمیر ملکی سوم شخص مفرد خنثی و مذکر] مال او، برای او

  • 1. Das Buch ist sein.
    1 . کتاب برای او است.
  • 2. Das ist nicht mein Messer, sondern seins.
    2 . این چاقوی من نیست بلکه برای اوست.
توضیحاتی در رابطه با sein در حالت ضمیر ملکی
همانطور که می بینید در زبان فارسی ضمیر ملکی از طریق اضافه کردن کلمه “مال” یا “برای” و نسبت دادن “کسره مالکیت” به آن ساخته می‌شود.
[اسم]

das Sein

/zaɪ̯n/
غیرقابل شمارش خنثی
[ملکی: Seins]

7 هستی وجود، بود

مترادف و متضاد existenz
  • 1. das Sein und das Seiende
    1 . هستی و موجود
menschliches Sein
هستی انسان
  • über das menschliche Sein nachdenken
    درباره هستی انسانی تامل کردن
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان