[اسم]

balloon

/bəˈluːn/
قابل شمارش

1 بادکنک بالون

  • 1. We tied balloons and streamers to the ceiling ready for the party.
    1 . ما برای جشن بادکنک ها و شرشره ها را به سقف آویزان کردیم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان