Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . دوچرخهسواری
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
bike riding
/baɪk ˈraɪdɪŋ/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
دوچرخهسواری
1.She goes bike riding on Saturdays.
1. او شنبهها به دوچرخهسواری میرود.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
like pulling teeth
like pouring water in a sieve
like people like priest
like peas in a pod
like nobody's business
like sheep
like sin
like talking to a wall
like the cat that ate the canary
like the devil
کلمات نزدیک
bike
bijou
bigwig
bigotry
bigoted
biker
biking
bikini
bilabial
bilateral
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان