Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . شاخه (درخت)
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
bough
/baʊ/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
شاخه (درخت)
شاخه اصلی
معادل ها در دیکشنری فارسی:
شاخه
formal
1.Apple boughs were laden with blossom.
1. شاخههای (درخت) سیب پر از شکوفه بودند.
2.I rested my fishing rod against a pine bough.
2. من چوب ماهیگیریام را به شاخه درخت کاج تکیه دادم.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
bougatsa
bougainvillaea
bouffon
bouffant
boudoir
boughed
boughetto
boughless
boughs that bear most hang lowest
bought wit is the best wit
کلمات نزدیک
bougainvillea
bouffant
boudoir
botulism
bottomless pit
bought ledger
bouillon
boulder
boule
boulevard
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان