[صفت]

brazen

/ˈbreɪzən/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more brazen] [حالت عالی: most brazen]

1 بی‌شرم گستاخ، بی‌باک

مترادف و متضاد bold shameless shy
  • 1.The brazen student irritated his teacher.
    1. دانشجوی گستاخ استادش را آزرد [عصبی کرد].

2 برنجی ساخته شده از فلز برنج

معادل ها در دیکشنری فارسی: برنجی رویین
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان