[اسم]

breeze

/briːz/
قابل شمارش

1 نسیم

معادل ها در دیکشنری فارسی: باد ملایم نسیم
مترادف و متضاد blow gentle wind gust
  • 1.A light breeze was blowing.
    1. نسیمی ملایم داشت می‌وزید.
  • 2.The flowers were gently swaying in the breeze.
    2. گل‌ها در نسیم به‌آرامی به این سو و آن سو حرکت می‌کردند.
[فعل]

to breeze

/briːz/
فعل ناگذر
[گذشته: breezed] [گذشته: breezed] [گذشته کامل: breezed]

2 با آسودگی و اعتماد به نفس حرکت کردن

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان