broker


/ˈbroʊkər/
/ˈbrəʊkə/

اسم
1
broker [اسم]
1
دلال کارگزار، واسطه

فعل
1
to broker [فعل]
1
مذاکره کردن حل و فصل کردن

گذشته: brokered   گذشته کامل: brokered  
  • 1. برنامه ی صلح مذاکره شده توسط سازمان ملل
  • 2. تلاش ها برای مذاکره کردن بر سر راه حل مصالحه ای به شکست انجامید.