[حرف اضافه]

by

/bɑɪ/

1 توسط به وسیله، با

مترادف و متضاد through through the agency of using via with the help of
by somebody
توسط کسی
  • The book was translated by a well-known author.
    کتاب توسط یک نویسنده مشهور ترجمه شده است.
by something
به وسیله چیزی
  • 1. Do you want to be paid in cash or by check?
    1. می‌خواهید نقدی پول بگیرید یا به وسیله چک؟
  • 2. She was examined by a doctor.
    2. او توسط یک دکتر معاینه شد.
  • 3. They traveled across Europe by train.
    3. آنها سراسر اروپا را با قطار سفر کردند.
  • 4. We were amazed by what she told us.
    4. ما توسط حرف‌هایی که او زد، متعجب شدیم.

2 اثر نوشته شده توسط

a book/play... by somebody
کتاب/نمایشنامه و... اثر [نوشته شده توسط] کسی
  • 1. a book by Ernest Hemingway
    1. کتابی اثر "ارنست همینگوی"
  • 2. a play by Ibsen
    2. نمایشنامه‌ای نوشته شده توسط "ایبسن"

3 تا

مترادف و متضاد at before no later than
by +time/date
تا +زمان/تاریخ
  • 1. By the time you get there the meeting will be over.
    1. تا تو به آنجا برسی جلسه تمام خواهد شد.
  • 2. She promised to be back by five o'clock.
    2. او قول داد تا ساعت پنج برگردد.
  • 3. The application must be in by August 31st.
    3. فرم ثبت‌نام باید تا تاریخ 31 آگوست تحویل داده شود.
by now/by this time
تا الان/تا این لحظه
  • He ought to have arrived by now.
    او بایستی تا الان می‌رسید.

4 کنار نزدیک

مترادف و متضاد beside
by +place/something
نزدیک مکانی/چیزی
  • 1. The telephone is by the door.
    1. تلفن کنار درب است.
  • 2. They live by the ocean.
    2. آنها نزدیک اقیانوس زندگی می‌کنند.

5 به طور به

by chance
به طور شانسی
  • We met by chance.
    ما به طور شانسی (همدیگر را) دیدیم.
by accident
به طور تصادفی
  • I got on the right bus by accident.
    من به طور تصادفی، سوار اتوبوس درست شدم.
by mistake
به اشتباه
  • I did it by mistake.
    من آن کار را به اشتباه [اشتباها] انجام دادم.

6 از پهلو از کنار

to go/drive/walk ... by somebody/something
از کنار کسی/چیزی رفتن/با اتومبیل عبور کردن/قدم زدن و...
  • He walked by me without speaking.
    او بدون صحبت کردن [بدون هیچ حرفی] از کنار من عبور کرد.

7 از

to travel by air/land/sea
از راه هوایی/زمینی/دریایی
by something
از چیزی
  • She grabbed me by the arm.
    او مرا از بازو گرفت [او بازوی مرا گرفت].

8 به میزان

to go up/increase/decrease... by an amount
به میزانی بالا رفتن/افزایش یافتن/کاهش یافتن و...
  • 1. House prices went up by 10%.
    1. قیمت مسکن به میزان ده درصد بالا رفته است.
  • 2. Interest rates have been increased by 0.25%.
    2. نرخ بهره‌ها به میزان 0.25% افزایش یافته است

9 در (مساحت)

(a number) by (a number)
(عدد) در (عدد)
  • The room measures 15 feet by 20 feet.
    اندازه [مساحت] این اتاق 15 فیت در 20 فیت است.

10 در طول (زمان)

to travel by day/night
در طول روز/شب سفر کردن
[قید]

by

/bɑɪ/
غیرقابل مقایسه

11 از کنار

to go/drive/walk ... by
از کنار (کسی/چیزی) رفتن/با اتومبیل عبور کردن/قدم زدن و...
  • She drove by without stopping.
    او بدون آن که بایستد از کنار من با اتومبیل عبور کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان