[صفت]

certain

/ˈsɜrt.ən/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more certain] [حالت عالی: most certain]

1 مطمئن

مترادف و متضاد confident positive sure doubtful uncertain
certain to do something
مطمئن از انجام کاری بودن
  • She looks certain to win an Oscar.
    او مطمئن به نظر می‌رسد که برنده اسکار می‌شود.
to be certain that ...
مطمئن بودن که ...
  • I'm certain (that) you're doing the right thing.
    مطمئن هستم (که) شما دارید کار درست را انجام می‌دهید.
to be certain of something/of doing something
مطمئن بودن از چیزی/انجام کاری
  • If you want to be certain of getting a ticket, book now.
    اگر می‌خواهی از گرفتن بلیت مطمئن باشی، همین حالا رزرو کن.
to be certain of/about something
از/درباره چیزی مطمئن بودن
  • Are you absolutely certain about this?
    آیا دراین‌باره کاملاً مطمئن هستی؟
to be certain who/where…
مطمئن بودن چه کسی/کجا و...
  • I'm not certain who was there.
    من مطمئن نیستم چه کسی آنجا بود.
to make certain
مطمئن شدن
  • I think there's a bus at 8 but you'd better call to make certain.
    فکر کنم اتوبوس ساعت 8 می‌آید، اما بهتر است زنگ بزنی تا مطمئن شوی.
to make certain of something/of doing something
مطمئن شدن از چیزی/انجام کاری
  • You'll have to leave soon to make certain of getting there on time.
    باید زود بروی تا مطمئن شوی به‌موقع آنجا می‌رسی.

2 مسلم حتمی

معادل ها در دیکشنری فارسی: حتمی مسلم مسجل محتوم قطعی
مترادف و متضاد beyond question definite sure unquestionable doubtful possible unthinkable
  • 1.It now looks certain that she will resign.
    1. الان به‌نظر مسلم می‌آید که او استعفا خواهد داد.

3 به‌خصوص مشخص، خاص

مترادف و متضاد definite particular precise specific general undefined
  • 1.The museum is only open at certain times of the day.
    1. موزه فقط در ساعات به‌خصوصی از روز باز است.
[ضمیر]

certain

/ˈsɜrt.ən/

4 برخی

معادل ها در دیکشنری فارسی: برخی
certain of…
برخی از ...
  • Certain of those present were unwilling to discuss the matter further.
    برخی از افراد حاضر مایل نبودند بیشتر از این به موضوع بپردازند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان