[قید]

certainly

/ˈsɜrt.ən.li/
غیرقابل مقایسه

1 حتما مسلما، قطعا، بی شک

مترادف و متضاد definitely surely unquestionably possibly
  • 1."Could you pass the salt, please?" "Certainly."
    1. «می‌توانید نمک را به من بدهید؟» «حتما».
  • 2.I'll certainly be there.
    2. من قطعا آنجا خواهم بود.
  • 3.She certainly knew him but I don't know how close they were.
    3. او مسلما او را می‌شناخت، اما نمی‌دانم چقدر با هم صمیمی بودند.
  • 4.They certainly deserved to win.
    4. آنها بی‌شک سزاوار برد بودند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان