Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . میخک
2 . ادویه معطر میخک
3 . حبه (سیر)
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
clove
/kloʊv/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
میخک
گل میخک
1.Clove is used as a spice and is the source of an oil.
1. گل میخک به عنوان ادویه استفاده میشود و منبع (نوعی) روغن است.
2
ادویه معطر میخک
3
حبه (سیر)
معادل ها در دیکشنری فارسی:
حبه
1.Crush two cloves of garlic.
1. دو حبه سیر له کن [بکوب].
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
clout nail
clout archery
clout
cloudy
cloudlike
clove hitch
clove oil
clove pink
clove-scented
cloven
کلمات نزدیک
clout
cloudy
cloudlet
cloudless
cloudburst
cloven
cloven hoof
clover
cloverleaf intersection
clown
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان