coat


/koʊt/
/kəʊt/

اسم
1
coat [اسم]
1
پالتو کت بلند

مترادف:   overcoat
  • In Moscow a lot of the women wear fur coats .
    در مسکو بسیاری از خانم‌ها پالتو پوست می‌پوشند.
  • a military-style trench coat
    یک پالتوی بارانی مدل ارتشی
  • 1. یک پالتوی گرم و زمستانی
  • 2. He was wearing a long coat.
    2. او یک پالتوی بلند پوشید.
  • "مارک" ایستاد و پالتویش را به تن کرد.
  • او پالتویش را درآورد و به آشپزخانه رفت.

اسم
2
coat [قابل شمارش] [اسم]
2
پوشش (حیوانات) پشم، مو

مترادف:   fur skin

اسم
3
coat [قابل شمارش] [اسم]
3
لایه (رنگ و ...) روکش

فعل
1
to coat [فعل]
1
اندودن پوشاندن، روکش کردن

 
  • 1. Their shoes were coated with mud.
    1. کفش های آنها با گل اندود شده بود [کفش های آنها را گل پوشانده بود یا کفش های آنها گلی بود].
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان