[اسم]

coat

/koʊt/
قابل شمارش

1 پالتو کت بلند

مترادف و متضاد overcoat
a fur/leather... coat
پالتو پوست/چرم و...
  • In Moscow a lot of the women wear fur coats.
    در مسکو بسیاری از خانم‌ها پالتوی پوست می‌پوشند.
a trench coat
(پالتوی) بارانی
  • a military-style trench coat
    یک بارانی مدل ارتشی
to wear a coat
پالتو پوشیدن
  • 1. a warm winter coat
    1. یک پالتوی گرم و زمستانی
  • 2. He was wearing a long coat.
    2. او یک پالتوی بلند پوشیده بود.
to put on one's coat
پالتوی خود را به تن کردن
  • Mark stood up and put on his coat.
    "مارک" ایستاد و پالتویش را به تن کرد.
to take off/remove one's coat
پالتوی خود را در آوردن
  • She took off her coat and went into the kitchen.
    او پالتویش را درآورد و به آشپزخانه رفت.
کاربرد واژه coat به معنای پالتو
واژه coat به معنای "پالتو" به لباسی ضخیمی گفته می‌شود که روی لباس پوشیده می‌شود تا بدن را گرم و خشک نگه دارد. coat معمولا بلند است و دکمه و آستین دارد، آستین ممکن است کوتاه یا بلند باشد. توجه کنید که این واژه هیچ ارتباطی با "کت" در فارسی ندارد. این واژه در ترکیب با کلمات دیگر به انواع خاص پالتو اشاره می‌کند، مثلا:
"an overcoat" (یک اورکت)
"a raincoat" (یک بارانی)
"a leather coat" (یک پالتو چرم)
"a fur coat" (یک پالتو پوست)
برای فعل "پوشیدن" و "درآوردن" از عبارات زیر استفاده می‌کنیم:
"to put on your coat" (پالتوی خود را پوشیدن)
"to take off your coat" (پالتوی خود را درآوردن)

2 پوشش (حیوانات) پشم، مو

مترادف و متضاد fur skin
a dog with a smooth coat
یک سگ با موهای نرم
animals in their winter coats
حیواناتی با پوشش زمستانی خود
کاربرد واژه coat به معنای پوشش حیوانات
واژه coat به معنای "پوشش حیوانات" به خز، مو یا پشمی که بدن حیوانات را می‌پوشاند گفته می‌شود. مثلا:
"a dog with a smooth coat" (یک سگ با موهای نرم)

3 لایه (رنگ و ...) روکش

A coat of paint
یک لایه رنگ
[فعل]

to coat

/koʊt/
فعل گذرا

4 اندودن پوشاندن، روکش کردن

  • 1. Their shoes were coated with mud.
    1 . کفش های آنها با گل اندود شده بود [کفش های آنها را گل پوشانده بود یا کفش های آنها گلی بود].
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان