Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . نماینده کنگره (به ویژه مجلس نمایندگان)
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
congressman
/ˈkɑŋgrəsmən/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
نماینده کنگره (به ویژه مجلس نمایندگان)
1.He is the youngest congressmen in the House of Representatives.
1. او جوان ترین نماینده کنگره در مجلس نمایندگان است.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
congressional record
congressional medal of honor
congressional district
congressional
congress shoe
congresswoman
congridae
congruence
congruent
congruity
کلمات نزدیک
congressional
congress
congregational prayer
congregation
congregate
congruence
congruent
congruity
congruous
conic
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان