consider


/kənˈsɪdər/
/kənˈsɪdə/

فعل
1
to consider [فعل]
1
در نظر گرفتن فکر کردن

گذشته: considered   گذشته کامل: considered  
مترادف:   contemplate reflect on think about
متضاد:   ignore
  • She considered her options .
    او انتخاب‌هایش را در نظر گرفت.
  • We're considering buying a new car .
    ما داریم به خریدن یک ماشین جدید فکر می‌کنیم.