Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . چوپان دروغگو بودن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[فعل]
to cry wolf
/kraɪ wʊlf/
فعل ناگذر
[گذشته: cried wolf]
[گذشته: cried wolf]
[گذشته کامل: cried wolf]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
چوپان دروغگو بودن
1.Don't pay attention to it. She's just crying wolf again.
1. به او توجه نکن. او دوباره چوپان دروغگو شده است.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
cry with one eye and laugh with the other
cry stinking fish
cry over spilt milk
cry over spilled milk
cry out for
cry-baby tree
cryaesthesia
crybaby
crybaby tree
cryesthesia
کلمات نزدیک
cry over spilled milk
cry out
cry one's heart out
cry
cruz
crybaby
crying
cryogenic
cryogenics
cryolite
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان