[اسم]

dealer

/ˈdiː.lər/
قابل شمارش

1 دلال فروشنده (مواد مخدر)

معادل ها در دیکشنری فارسی: دلال
drug dealers
فروشنده‌های [کاسبان] مواد مخدر
a second-hand car dealer
دلال خودروی دست دوم

2 ورق‌دهنده (بازی ورق) کارت پخش‌کن

  • 1.He works as a dealer in my casino.
    1. او به عنوان یک ورق‌دهنده در کازینوی من کار می‌کند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان