[قید]

directly

/dəˈrek.tli/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more directly] [حالت عالی: most directly]

1 مستقیم

مترادف و متضاد in a straight line right straight indirectly
  • 1.The sun was shining directly in my eyes.
    1. خورشید مستقیم به چشمانم می‌تابید.

2 بی‌پرده رک و راست

معادل ها در دیکشنری فارسی: با صراحت
مترادف و متضاد indirectly
  • 1.Let me answer that question directly.
    1. بگذار آن سؤال را بی‌پرده پاسخ دهم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان