[فعل]

to dispose

/dɪˈspoʊz/
فعل ناگذر
[گذشته: disposed] [گذشته: disposed] [گذشته کامل: disposed]

1 دور ریختن دور انداختن، از شر چیزی خلاص شدن

  • 1. he had disposed of all his costumes.
    1 . او تمام لباس‌هایش را دور انداخته بود.
  • 2. the waste is disposed of in the North Sea.
    2 . زباله‌ها در دریای شمال ریخته می‌شوند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان