drop


/drɑːp/
/drɒp/

فعل
1
to drop [فعل]
1
(به زمین) انداختن

گذشته: dropped   گذشته کامل: dropped  
مترادف:   fail to hold let fall
متضاد:   hold on to lift
  • She dropped her keys .
    او کلیدهایش را (به زمین) انداخت.

فعل
2
to drop [فعل گذرا]
2
(به زمین) افتادن

گذشته: dropped   گذشته کامل: dropped  
  • لیوان از دستش افتاد.

فعل
3
to drop [فعل ناگذر]
3
کاهش دادن

گذشته: dropped   گذشته کامل: dropped  
  • ما مجبور شدیم قیمت‌هایمان را به خاطر رکود اقتصادی کاهش دهیم.

فعل
4
to drop [فعل گذرا]
4
کاهش یافتن سقوط کردن

گذشته: dropped   گذشته کامل: dropped  

فعل
5
to drop [فعل ناگذر]
5
رها کردن ترک کردن، دست کشیدن

گذشته: dropped   گذشته کامل: dropped  
  • 1. I dropped German when I was 14 .
    1. من وقت 14 ساله بودن از خواندن زبان آلمانی دست کشیدم.
  • 2. Let's drop the formalities—please call me Mike.
    2. بیا این تشریفات را ترک کنیم؛ لطفا من را "مایک" صدا کن.
  • 3. ببین، می‌شود این موضوع را رها کنیم؟

فعل
6
to drop [فعل گذرا]
6
پیاده کردن رساندن

گذشته: dropped   گذشته کامل: dropped  
  • می‌توانی من را سر آن ایستگاه پیاده کنی؟

اسم
1
drop [اسم]
1
افت کاهش، نزول

  • 1. a drop in crime
    1. نزولی در میزان جرم
  • 2. a drop in prices
    2. کاهش قیمت‌ها
  • 3. a sharp drop in profits
    3. افت شدید سود

اسم
2
drop [غیرقابل شمارش] [اسم]
2
قطره

مترادف:   dribble driblet sprinkle

اسم
3
drop [قابل شمارش] [اسم]
3
ارتفاع فاصله سقوط

اسم
4
drop [غیرقابل شمارش] [اسم]
4
تحویل

  • 1. Aid agencies are organizing food drops to civilians in the war zone.
    1. ارگان‌های امدادی در حال تدارک تحویل غذا به افراد غیرنظامی در منطقه جنگی هستند.

اسم
5
drop [قابل شمارش] [اسم]
5
آب‌نبات

دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان