[اسم]

education

/ˌɛʤəˈkeɪʃən/
قابل شمارش

1 تحصیل آموزش

مترادف و متضاد learning literacy pedagogy schooling teaching
  • 1.He received excellent educations.
    1. او تحصیلات بسیار خوبی دریافت کرد.
primary/elementary/secondary/full-time/higher education education
تحصیلات اولیه/ابتدایی/متوسطه/تمام وقت/عالی
to provide education for somebody
(شرایط) تحصیل برای کسی فراهم کردن
  • Education must be provided for everyone.
    تحصیل باید برای همه فراهم شود.
توضیحاتی در رابطه با education
واژه education یا تحصیل، به طور کلی به فرایند آموزش، تعلیم و تربیت و یادگیری در مدارس ، موسسات علمی و دانشگاه ها برای رشد و توسعه مهارت ها اشاره دارد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان