[اسم]

elegy

/ˈelədʒi/
قابل شمارش
[جمع: elegies]

1 مرثیه سوگنامه

معادل ها در دیکشنری فارسی: نوحه مرثیه
مترادف و متضاد dirge lament requiem
  • 1.I wrote an elegy for my father.
    1. مرثیه ای برای پدرم نوشتم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان