[تخصیص گر]

every

/ˈev.ri/

1 هر

مترادف و متضاد all each none
  • 1. I like every country or place, where the weather is hot.
    1 . من هر کشور یا جایی را دوست دارم که هوا گرم است.
  • 2. You get a free pen with every purchase.
    2 . شما با هر خرید یک خودکار رایگان می‌گیرید.
every time
هر بار
  • Every time I go to New Jersey I get caught in a traffic jam.
    هر بار من به "نیوجرسی" می‌روم در راه بندان گیر می‌افتم.
every few seconds/ten days ...
هر چند ثانیه/ده روز و...
  • 1. Computers can perform millions of calculations every second.
    1. کامپیوترها می‌توانند میلیون‌ها محاسبه را در هر ثانیه انجام دهند.
  • 2. Every four minutes a car is stolen in this city.
    2. هر چهار دقیقه یک ماشین در این شهر دزدیده می‌شود.
every day/week/month ...
هر روز/هفته/ماه و...
  • 1. He goes to Ireland every summer.
    1. او هر تابستان به ایرلند می‌رود.
  • 2. They see each other every day.
    2. آنها هر روز همدیگر را می‌بینند.
کاربرد تخصیص گر every به معنای هر
تخصیص گر every به معنای "هر" یک نشانگر زمانی است و نشان می دهد یک اتفاق یا چیز چند وقت به چند وقت اتفاق می افتد. مثلا:
"Every four minutes a car is stolen in this city" (هر چهار دقیقه یک ماشین در این شهر دزدیده می شود.)
"Every time I go to New Jersey I get caught in a traffic jam" (هر بار من به "نیوجرسی" می روم در راه بندان گیر می افتم.)
every در برخی ساختارهای خاص به کار می رود که بد نیست در اینجا به آنها اشاره کنیم. اولین ساختار every now and again است که به معنای "هر از چند گاهی" است. مثلا:
"We see each other every now and again" (ما هر از چند گاهی همدیگر را می بینیم.)
ساختار دیگر که مشابه ساختار بالایی است Every now and then است که معنی "هر چند وقت یکبار" است. مثلا:
"Every now and then he regretted his decision" (هر چند وقت یکبار او از تصمیمش پشیمان می شود.)
[قید]

every

/ˈev.ri/
غیرقابل مقایسه

2 تمام همه

  • 1. Every effort is being made to minimize civilian casualties.
    1 . تمام تلاش ها برای کاهش دادن تلفات غیر نظامی ها در حال انجام است.
کاربرد تخصیص گر every به معنای همه
تخصیص گر every به معنای "هر" با اسامی مفرد استفاده می شود و برای اشاره به تمام اعضای یک گروه از چیزها یا اشخاص استفاده می شود. مثلا:
"She knows every student in the school" (او تمام دانش آموزان مدرسه را می شناسد.)
"We enjoyed every minute of our stay" (ما از تمام دقایق اقامت مان لذت بردیم.)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان