[قید]

further

/ˈfɜr.ðər/
غیرقابل مقایسه

1 دورتر (زمان و مکان)

مترادف و متضاد at a greater distance farther more distant closer
  • 1. Let's walk a bit further down the road.
    1 . بیا تا کمی دورتر در این جاده قدم بزنیم [برویم].
  • 2. You need to plan a little further into the future.
    2 . باید برای آینده کمی دورتر برنامه‌ریزی کنی.
توضیحاتی در رابطه با further
further به عنوان قید در کاربرد رسمی برای بیان فاصله‌ای در زمان به‌کار می‌رود، اما در انگلیسی عامیانه از این قید برای بیان مسافت نیز استفاده می‌شود. به‌طور رسمی برای بیان مسافت باید از قید farther استفاده کرد.

2 بیشتر

مترادف و متضاد farther
  • 1. He refused to discuss the matter further.
    1 . او از بحث بیشتر در باب این مسئله، امتناع کرد.
[صفت]

further

/ˈfɜr.ðər/
غیرقابل مقایسه

3 دورتر (زمان و مکان)

  • 1. The escalator is further along than I thought.
    1 . پله برقی دورتر از آنچه فکر می‌کردم است.

4 بیشتر دیگر، اضافی

مترادف و متضاد additional farther more other
  • 1. A further 20 stores will open next year.
    1 . سال آینده 20 مغازه دیگر افتتاح خواهد شد.
  • 2. For further details about the offer, call this number.
    2 . برای جزئیات بیشتر درباره این پیشنهاد، با این شماره تماس بگیرید.
  • 3. Further information can be found on our website.
    3 . اطلاعات بیشتر را می‌توان در وبسایت ما یافت.
  • 4. We'll let you know if there's any further news about the competition.
    4 . ما شما را از هر اطلاعات بیشتری راجع به رقابت‌ها با خبر می‌کنیم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان