[صفت]

gallant

/gælənt/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more gallant] [حالت عالی: most gallant]

1 شجاع جوانمرد، زن‌دوست

formal old use
مترادف و متضاد brave courageous valiant cowardly
  • 1.Ed is so gallant that he always gives up his subway seat to a woman.
    1. "اِد" به حدی زن‌دوست است که همیشه جای خود را در مترو به خانم‌ها می‌دهد.
  • 2.Many gallant knights entered the contest to win the princess.
    2. شوالیه‌های شجاع بسیاری وارد مسابقه شدند تا (دل) شاهزاده خانم را ببرند.
  • 3.The pilot swore a gallant oath to save his buddy.
    3. خلبان سوگندی جوانمردانه خورد که دوستش را نجات دهد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان