Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . (کاری را) ادامه دادن
2 . (با کسی) کنار آمدن
3 . پیش رفتن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[فعل]
to get on with
/gɛt ɑn wɪð/
فعل گذرا
[گذشته: got on with]
[گذشته: got on with]
[گذشته کامل: gotten on with]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
(کاری را) ادامه دادن
1.Be quiet and get on with your work.
1. ساکت باش و به کارت ادامه بده.
2.Get on with your homework.
2. به (انجام دادن) تکلیف منزلت ادامه بده.
2
(با کسی) کنار آمدن
خوب بودن (با یکدیگر)
1.She's never really got on with her sister.
1. او هرگز واقعاً با خواهرش خوب کنار نیامدهاست.
3
پیش رفتن
پیشرفت کردن
1.I'm not getting on very fast with this job.
1. من در این کار خیلی سریع پیش نمیروم.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
get on top of
get on to
get on the stick
get on soapbox
get on nerves
get onto
get out
get out of
get out of bed the wrong side
get out of dodge
کلمات نزدیک
get on the property ladder
get on one's nerves
get on one's high horse
get on a bus
get on a 30 b and get off after three stops.
get one's back up
get one's feet wet
get one's hands off
get one's hands on
get one's nose out of joint
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان