Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . قطع شدن (برق)
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[فعل]
to go dead
/goʊ dɛd/
فعل ناگذر
[گذشته: went]
[گذشته: went]
[گذشته کامل: gone]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
قطع شدن (برق)
از کار افتادن (دستگاه)
1.My phone went dead.
1. موبایلم از کار افتاد (شارژش تمام شد).
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
it is ill striving against the streams
it is ill speaking between a full man and a fasting
it is ill sitting at rome and striving with the pope
it is ill jesting with edged tools
it is idle to swallow the cow and choke on the tail
it is never too late to mend
it is not over till it is over
it is not over till the fat lady sings
it is not what you know but who you know
it is not work that kills but worry
کلمات نزدیک
go crazy
go crackers
go camping
go by train
go by plane
go deaf
go down
go down that road
go down the drain
go down with
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان