[اسم]

gratuity

/ɡrəˈtuːəti/
قابل شمارش
[جمع: gratuities]

1 انعام حق الزحمه، پاداش

معادل ها در دیکشنری فارسی: انعام شتل
مترادف و متضاد tip
  • 1.Our staff may not accept gratuities.
    1. کارکنان ما حق الزحمه نمی پذیرند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان