great


/greɪt/
/ɡreɪt/

صفت
1
great [صفت]
1
عالی خیلی خوب

تفضیلی: greater عالی: greatest 
مترادف:   awesome best excellent fantastic good
متضاد:   common imperfect inferior ordinary
  • 1. This gadget's great for opening jars .
    1. این ابزار برای باز کردن در شیشه‌ها عالی است.
  • 2. Try this cream—it's great for spots .
    2. از این کرم استفاده کن—برای لکه خیلی خوب است.
  • She's great at chess .
    او در شطرنج بازی کردن عالی است [مهارت دارد].
  • 1. " Hi ! How are you ?" - " Great ! How are you ?"
    1. «سلام! حالت چطوره؟» «عالی! حال تو چطوره؟»
  • 2. I feel great today .
    2. امروز حالم خیلی خوب است.

صفت
2
great [صفت]
2
بسیار زیاد، بیشتر

تفضیلی: greater عالی: greatest 
مترادف:   big enormous huge immense
متضاد:   insignificant little tiny
  • من از کامپیوترم خیلی زیاد استفاده می‌کنم.

صفت
3
great [صفت]
3
بزرگ تاثیرگذار، مشهور

تفضیلی: greater عالی: greatest 
مترادف:   celebrated famous important top
متضاد:   minor

صفت
4
great [صفت]
4
[پیشوند نشان‌دهنده دور بودن رابطه خویشاوندی]

  • 1. her great-grandson
    1. نوه دخترش یا نوه پسرش [نتیجه‌اش]
  • 2. عمه بزرگم [عمه پدر یا مادر]
  • 3. پدر پدر پدربزرگم