[صفت]

handsome

/ˈhænsəm/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more handsome] [حالت عالی: most handsome]

1 خوش‌تیپ جذاب، خوش‌قیافه

معادل ها در دیکشنری فارسی: خوبرو خوش‌تیپ خوش‌قیافه
مترادف و متضاد attractive good-looking striking ugly
  • 1.He's the most handsome man I've ever met.
    1. او جذاب‌ترین مردی است که تا به حال دیده‌ام.
  • 2.She's hoping that she'll meet a tall, dark, handsome stranger.
    2. او امیدوار است که یک غریبه قدبلند، سبزه و خوش‌تیپ را ملاقات کند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان