[قید]

instead

/ɪnˈsted/
غیرقابل مقایسه

1 در عوض به جای

معادل ها در دیکشنری فارسی: در عوض
مترادف و متضاد alternatively as an alternative rather as well
  • 1.There's no coffee - would you like a cup of tea instead?
    1. قهوه نداریم، در عوض یک فنجان چای میل دارید؟
instead of somebody/something
به جای کسی/چیزی
  • He’s been watching TV all afternoon instead of studying.
    او به جای درس خواندن، تمام بعد از ظهر را تلویزیون تماشا کرده است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان